برندینگ شخصی باتوجه به مدل ایکیگای

مدل ایکیگا در برندینگ شخصی

ممکن است این سوال برای شما بوجود آید که اثر ایکیگای در برندینگ شخصی چیست؟ Ikigai (ایکیگای: مفهومی ژاپنی به معنای دلیلی برای بودن)

درواقع وقتی به برندینگ شخصی فکر می کنم اولین سوالی که به ذهنم خطور می کند این است “چه چیزی تو را تو می کند؟” به گفته لیر و همکاران (2005)، افراد و مشاغل آنها تحت عنوان برندهایی به بازار عرضه می‌شوند که با وعده هایی برای عملکرد، طراحی های ویژه و شعار های تبلیغاتی برای موفقیت همراه می شوند.

Karaduman (2013) اظهار داشت: “رسانه های اجتماعی با ساختار ایدئولوژیک و فناوری خود، این فرصت را به افراد می دهند تا خود را به عنوان برندهایی با روشی نسبتاً ارزان و کارآمد تبلیغ کنند.” در دنیای امروز، ارتباطات آنلاین گسترده ترین شکل از تعامل است.

وقتی شرکت ها کاندیداهای بالقوه را استخدام می کنند، به احتمال زیاد آنها ابتدا درباره اینکه شما چه کسی هستید، ارزش های شما چیست و از چه راه هایی می توانید برای شرکت سودآور باشید، تحقیق خواهند کرد.

وب سایت هایی مانند لینکدین و فیس بوک وقتی کسی نام شما را جستجو می کند اطلاعاتی از این موارد را ارائه می دهند.

طبق گزارش (CareerBuilder 2017): “بیش از نیمی از کارفرمایان امروزه بدون نوعی حضور آنلاین کاندیداهای بالقوه را استخدام نمی کنند” به این معنی که “دلایل اصلی استخدام کارفرمایان بر اساس پروفایل رسانه های اجتماعی آنهاست:

اطلاعات پیشینه نامزد از صلاحیت های حرفه ای آنها پشتیبانی می کند (38 درصد)، مهارت های ارتباطی عالی (37 درصد)، یک تصویر حرفه ای(36 درصد) و خلاقیت (35 درصد).

اثر برندینگ شخصی در توسعه کسب و کار

“با برندینگ شخصی قدرتمند، موقعیت های شغلی، تبلیغات، مشارکت ها و سایر پیشرفت ها با بازاریابی چشم انداز، اهداف، مخاطبان تان و مواردی که شما را متمایز می کند، ایجاد می شود. مشوقان مشهور، مانند تونی رابینز و میشل اوباما به ما الهام می دهند تا با خودمان ارتباط برقرار کنیم و از نقاط قوت خود برای ایجاد بستری برای خود شکوفایی، موفقیت نهایی و برندسازی  استفاده کنیم. به دردسرهای توسعه برند فکر نکنید، به فرصت هایی که آن به شما می‌دهد، بسترهایی که برای شما فراهم می کند و موفقیت هایی که برای شما به وجود می آورد فکر کنید.

از نظر تئوری، از دست دادن هدف می تواند اثرات مخربی داشته باشد. شما به تدریج معنای واقعی اصیل بودن را فراموش می کنید. میلیون ها نفر در سراسر جهان با کارهای تکراری روزمره دچار رکود شده اند و در نهایت بینش خود را در مورد اینکه هدفشان در زندگی واقعاً چیست، تضعیف می کنند.

نقش ایکیگای در ساخت برند شخصی

همه ما انسان هستیم و گاهی ممکن است چنین اتفاقی برایمان بیفتد، اما اینجاست که یک مدل جالب توجه، یعنی مدل ایکیگا در جهت برندینگ شخصی ارائه می شود. “ایکیگای یک کلمه ژاپنی است که معنی آن تقریباً “دلیلی برای وجود داشتن” ترجمه می شود، مثل مسرّت، احساس هدف و معنادار بودن و احساس خوب بودن” (Rouse ، 2018).

این تقاطعی است که شما ایجاد می کنید تا آنچه در آن مهارت دارید را با آنچه دوست دارید انجام دهید، ارتباط دهید؛ اگر که گاهی احساس کنید هدف خود را از دست داده اید.

مدل ایکیگا در برند شخصی

Ikigai Model (Oppong, 2018) 

ایکیگای بین روح و عمل تعادل ایجاد می کند. روح همان چیزی است که شما عاشق آن هستید (اشتیاق شما) و آنچه دنیا به آن نیاز دارد (مأموریت شما). عمل همان چیزی است که شما در آن مهارت دارید (شغل شما) و آنچه را که می توانید برای آن پولی دریافت کنید (ارزش حرفه ای شما).

تقاطع در جایی است که مسیرهای اشتیاق و استعدادهای شما با چیزهایی که جهان به آنها نیاز دارد و مایل به پرداخت برای آنهاست همگرا می شوند.

کریس مایرز، یکی از مشارکت کنندگان در فوربس، اظهار می دارد که شما ابتدا باید آنچه را که بیشتر به آن علاقه دارید پیدا کنید و سپس رسانه ای را پیدا کنید که می توانید از طریق آن این اشتیاق را ابراز کنید.

استیو جابز مثالی جذاب در برندینگ شخصی است. بله، او یک توسعه دهنده فن آوری مدرن بود، اما بیشتر علاقه مند به تخصص و سادگی بود(Quora ، 2018). اپل و پیکسار رسانه ی ابراز اشتیاق او بودند. این مستقیماً به مفهوم ایکیگای اشاره دارد.

صادقانه بگویم ، ما به راحتی قربانی این تفکر می شویم که زندگی حرفه ای، خانوادگی، اشتیاق و خواسته های ما منفک و غیر مرتبط هستند، اما هدف از این مدل یافتن شادی، تحقق و تعادل در برنامه روزمره زندگی است. همه چیز به هم مرتبط است.

“ما کنجکاو به دنیا آمده ایم. انگیزه سیری ناپذیر ما برای یادگیری، اختراع، اکتشاف و مطالعه شایسته است که وضعیتی مانند هر انگیزه دیگری در زندگی ما داشته باشد »(اوپونگ ، 2018). شهود و کنجکاوی ما راهنمای داخلی بسیار قدرتمندی است که به ما کمک می کند تا با ایکیگای خود ارتباط برقرار کنیم (Garcia and Miralles، 2016).

توجه به ایکیگای در برندینگ شخصی

با این اوصاف، اگر ایکیگای خود را پیدا کردید – یا دلیل زندگی خود را دارید – می توانید فرایند برندینگ شخصی را برای خود شروع کنید، برندی که برجسته باشد و اصالت و روان بودن واقعی را منعکس کند. این اساساً همان چیزی است که حرفه ای بودن را به دنبال دارد و در شما شور و اشتیاق ایجاد می کند.

اکنون که این موضوعات را توضیح دادم، می توانم  به صورت شخصی تر و عمیق تر به این موضوع بپردازم. برای اینکه خودم را برند کنم،  باید اطمینان حاصل کنم که گمانه زنی های من مطابق با آنچه جهان به دنبال آن است، هستند.

علاقه ها، ماموریت ها، مشاغل و ارزش های حرفه ای، این چهار عنصر دست به دست هم میدهند تا “دلیلی برای زندگی” به ما بدهند. اینها همه چیزهایی هستند که باعث می شوند ما کارهای روزمره را در دانشگاه، در محل کار یا در خانه مان ادامه دهیم.

فوربس (2018) ادعا می کند که بیشتر مردم خواسته هایی متضاد دارند: جست و جوی معنای زندگی و نتیجه یا لذت بردن از سبک زندگی همراه با پول. مهمترین اشتیاق ها می توانند این ها باشند: عشق و خانواده، موسیقی و سرگرمی و کمک به دیگران در رسیدن به تمام توانایی هایشان.

مأموریت ها می تواند به برخی پیشرفت های شخصی و جهانی مرتبط باشد. ارزش حرفه ای با برخی ویژگی ها برای انجام این مأموریت ها ارتباط دارد و برای گذراندن زندگی پول دریافت خواهد شد. سرانجام، شغل راهی را نشان می دهد که در آن اشتیاقمان را دنبال می کنیم. “در تقاطع همه اینها احساس آرامش و خوشبختی پایدار است که می تواند ما را در مسیر زندگی مان حفظ کند” (فوربس ، 2018).

اکنون زمان ایجاد اعتبار و مخاطب و سپس استفاده از همه فرصت ها است. ارزش هایی که ارائه می کنیم و به کارفرمایان بالقوه می فروشیم، به آنها اثبات می کند که می توانیم برای شرکت مفید باشیم و به نوعی وفاداری آنها را کسب کنیم. مراحلی وجود دارد که باید برای زندگی بخشیدن به برند شخصی خود انجام دهیم.

Studio North (2018) ادعا می کند که همه از قبل یک برند شخصی دارند، چه شما بدانید و یا ندانید. اصالت مهم است – شما همانی هستید که هستید – و نباید سعی کنید آن را تغییر دهید. اما توجه کنید که هر جنبه از شخصیت تان برای هر موقعیت مناسب نیست، بنابراین موارد خاص را در نظر بگیرید.

در برخی از شبکه های اجتماعی، اطمینان حاصل می کنم که بیشتر فعالیت های من خصوصی است، به این معنی که فقط دوستان و خانواده ام می توانند آنچه را ارسال میکنم مشاهده کنند.

در LinkedIn ، با این وجود ، من یک بستر حرفه ای برای کارفرمایان ایجاد میکنم تا هنگام کسب اطلاعات در مورد من برای یک شغل، با آنها ارتباط برقرار کند. این بستر با ارزشها، آرزوها و اهداف فعلی من به روز است. بنابراین کارفرمایان بدون اینکه حتی لازم باشد با من ملاقات کنند،از اینکه من چطور شخصی هستم مطلع می شوند.

بنابراین اگر در حال حاضر یک برند شخصی دارید که درود بر شما! به تلاش خود ادامه دهید!

اما اگر هنوز در جهت برندینگ شخصی فعالیتی نداشته اید، پیشنهاد می کنم درباره آن فکر کنید و چیزی از خودتان برای خودتان بسازید. به این ترتیب، وقتی افراد با شما ملاقات می کنند، می توانند در مورد شما و ارزش های شما، به عنوان عضوی از جامعه، قضاوت درستی داشته باشند.

2 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست